مینوی خرد
درباره من :هر کس حق دارد از آزادی فکر و مذهب بهره مند شود،این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است .هر کس می تواند از این حقوق به طور خاص یا عام به طور اختصاصی یا به طور عمومی برخوردار باشد .
ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر
(آزادی عقیده و مذهب)
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
آمار و خروجی وبلاگ
rss 2.0
لوگوی دوستان


حافظ و حاجی ...!!!؟
اخیراً با خواندن مقاله ای درباره شعر شخصی بنام آقای حافظ به ذوق آمدم و با هزار زحمت دیوان نامبرده فوقالذکر را پیدا کرده و خواندم. دیدم شعرهایش پر بدک نیست و براى اینکه این شخص تشویق شود بد ندانستم بعضى ازغلطهایش را بگیرم و به او یادآورى کنم: اولاً که ایشان انگار هیچى از پُست مدرنیسم نشنیده اند و هنوز با ساقى و خرابات و مغان و اینها سروکار دارد. توصیه من این است که بجاى این کلمات بهتر است کلمات امروزی ترى بکار برند تا هم خواننده بهتر بفهمد و هم خود شخص ایشان با زمان پیش رفته باشد. مثلاً ....
اگر ایشان بجاى شراب که در این برهه از زمان خوردن ندارد، کلمه «چاى» را مىآوردند، شعرشان بسیار سنگین و رنگینتر و متینتر مىشد. مثلاً در این ابیات: «بیا و کشتى ما را به شط چاى انداز»
بجاى، شراب ارغوانى را گلاب اندر قدح ریزیم. باید گفته میشد: کمى چاى گلابى با نبات اندر قدح ریزیم
و بجاى، شرابى بیخمارم بخش یارب، حیف که نگفته است: کمى چاى جهانم بخش یارب. (بخصوص که این یکی از شراب گرانتر هم هست)
مراعات این بی مبالاتی ها باعث میشود که جوانان کمتر دنبال کارهایى بروند که میروند. در جایى دیگر شاعر عفت کلام خود را از دست میدهد و به فحاشى میپردازد. آنهم برسر یک عکس. او خطاب به رقیب که ظاهراً او را متهم به دروغگویى کرده است و گفته که حافظ اصلاً فلان عکس را ندیده است، میگوید که:
«مادر پیاله، عکس رُخ یار دیده ایم»
منظورش از مادر پیاله، مادر... است که به نظر ما ازنظر ساختار تکنیکی شعر اصلا ً نیازى به فحش دادن در اینجا نیست. یعنی که فلانی مادرش مثل پیاله دست بدست میگردد و پیاله ملعبههاى دیگران است. در جاهاى دیگر خطاهاى از این بدتر هم کرده است:
الا اى آهوى وحشى کجایى / مرا با توست چندى آشنایى
اگر منظور شاعر در این شعر واقعاً آهوست که این در شرایط فعلى میتواند باعث اذیت و آزارِ این حیوان و حیوانات زبان بسته دیگربشود و اگر هدف نامزد خود شاعر است که درست نیست که آدم نام حیوانات وحشى را برروى شیعه مرتضى على بگذارد.
زلف آشفته و خوکرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزلخوان و صراحى در دست
نرگسش عربده جوى و لبش افسوس کنان / نیمه شب دوش به بالین من آمد بنشست
شما را بخدا اگراین تهاجم فرهنگى نیست، پس چیست؟ این بابا با این مزخرفات اروتیک که مورد علاقه خارجیهاست و از فرهنگ ولنگار آنها ریشه میگیرد، میخواهد با کمک امپریالیستها و صهیونیستهاى جهانخوار، جوانان ما را در این برهه از زمان از راه بدر کند. میگویید نه باز هم بخوانید.
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت / با من راه نشین باده مستانه زدند
ایضاً و در آخرین و مهمترین مورد به نظر من بهتر است که بجاى «ساقى» بگذارند، «حاجى» که هم واقعىتر است و هم در این بُرهه از زمان که اعتیاد مشکل بزرگى در جامعه ماست، خداى نکرده براثر بدفهمیهاى برخى عناصر مفسد، شعرهاى ایشان باعث ترویج عرقخورى در جامعه نشود. من در چند بیت از شعرهاى ایشان این کار را کرده ام و ببیند چقدر هم این ابیات کامل شده است:
الا یا ایها الحاجى، ادرکاساً و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
خوشتر زعیش و صحبت و باغ بهار چیست / حاجى کجاست گو سبب انتظار چیست
حاجیا آمدن عید مبارک بادت / آن مواعید که دادى نرود از یادت
حاجى بیار باده که ماه صیام رفت / در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت.
در این شعر چون صحبت از حاجى و ماه صیام است، در بیت بعدى خواننده خودبخود متوجه میشود که در آن قدح باید سکنجبین و یا سرکه شیره باشد که براى عید فطر تهیه کردهاند.
نتیجه گیری اخلاقی:
در قدیم، حاج آقا به کسی اطلاق میشده که حداقل یک بار به مکه شرفیاب شده باشد.
اما در این دوره و زمانه حاجآقا به کسی میگویند که:
به مکه شرفیاب نشده باشد، ولی در بازار حجره داشته باشد!
حجره نداشته باشد، ولی ته ریش و موی جو گندمی یا سفید داشته باشد!
موی جو گندمی نداشته باشد، ولی عبا و عمامه داشته داشته باشد!
عبا و عمامه نداشته باشد، ولی حداقل نعلین بپوشد!
نعلین نداشته باشد، ولی تسبیح در دست داشته باشد!
تسبیح نداشته باشد، ولی بوی گلاب بدهد!
بوی گلاب ندهد، ولی تنش بوی تند عرق بدهد!
بوی عرق ندهد، ولی در یک سازمان دولتی مشغول به کار باشد!
در سازمان دولتی نباشد، ولی همیشه یک بیسیم به کمر داشته باشد!
بیسیم نداشته باشد، ولی پیراهنش را روی شلوارش بیاندازد و یقهاش را تا خرخره ببندد!
یقهاش را تا بیخ نبندد، ولی اطرافیان را امر به معروف و نهی از منکر کند!
امر به معروف نکند، ولی چشمچرانی کند!
چشمچرانی نکند، ولی دندان طلا داشته باشد!
دندان طلا نداشته باشد و اصلا دندان نداشته باشد!
دندان داشته باشد ولی دائما کلماتی چون: ماشالله، الحمدالله، فی امان الله و... بر زبان داشته باشد.
از این حرفها نزند ولی بیشتر از یک زوجه اختیار کرده باشد!!!
بیشتر از یک زن نداشته باشد،ولی...
بهتره همینجا تمومش کنم! اینجوری که پیش میره انگار همه داریم حاج آقا میشیم!
سبوی
...