مینوی خرد
درباره من :هر کس حق دارد از آزادی فکر و مذهب بهره مند شود،این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است .هر کس می تواند از این حقوق به طور خاص یا عام به طور اختصاصی یا به طور عمومی برخوردار باشد .
ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر
(آزادی عقیده و مذهب)
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
آمار و خروجی وبلاگ
rss 2.0
لوگوی دوستان

لیبرال: آزادیخواه، آمریکایی، بیناموس، نامرد، وطن فروش، تهاجم فرهنگی کند. به عنوان اتهام برای از بین بردن مخالف استفاده میشود. باسوات! از فرنگ برگشته.
آزادی: شهرفرنگ سابق، شهیاد سابق، آیزنهاور سابق، نام یک سیگار ایرانی در گذشته، نام یک مجسمه در آمریکا، تا قبل از پیروزی هر انقلابی محترم است. غیر قابل اجرا. جهت نطقهای انتخاباتی قابل استفاده است.
غربزده: پدرسوخته، فرنگی مآب، سوسول، فکل کراواتی، مموش، تمیز باشد هر کسی از ما خوشش نیاید.
چماق:شیئی طولانی که راس آن قطورتر از ذیل آن باشد. از چوب بسازند. بحث را خاتمه دهد. برای اثبات مواضع فرهنگی استفاده میشود. اگر با موتور هوندا 125 استفاده شود اثر قطعی دارد. محکم و غیر قابل استحاله.
روشنفکر: بد، بیتربیت، بیپدر و مادر، فاسد، نامرد، هر کس که غسل نکند، کتاب بخواند. بیغلط انشا و املا کند. اول بار در ممالک فرنگ کشف شد.
جامعه مدنی: جایی که هر کسی هر کاری خواست بکند. قانونمند، هر کی هر کی.
مدرنیته: یعنی امورات جدیده مثل تخنولوجیا و میزامپلی.
ترانسمدرن: یعنی اینکه بعدا همه چیز همان طور میشود که ما میگوییم.
حوالت تاریخی: یعنی حواله کردن آدم به تاریخ، شاید وقتی دیگر.
راستا: درازا، ادامه، به معنی سیاستهای دولت استفاده شده است.
پیام دوم خرداد: هر چیزی که مقصود باشد، برای جلوگیری از مخالفت استفاده میشود... و غیره.
کنشمند: بیتربیت.
چپ: لوچ، احوال، یسار، غرغر کردن، نق زدن.
راست: مستقیم، پولدار، لیبرال، سنتی، مدرن، وزیر، وکیل، هر کس از قیافهاش خوشتان نیاید.
پلورالیزم: چند منظوره، همه جوره، مختلف الزوایا، متعدد.
تکنولوژی: ماشین، موتور، پیچ و مهره. اگر مال ما باشد خوب است، اگر مال آنها باشد آخ است. منبع فساد است. ابزار تولید.
گفتمان: مذاکره، معانقه، مصاحبه، مخصوص جامعه مدنی باشد. برای آدمهای بیکار و بلاتکلیف به خصوص روسای جمهور فایده دارد. لق لقه زبان در سخنرانیها.
چپ مدرن: سوسیال دمکرات، از طریق فشار و دیکتاتوری بر مخالفان آزادی، طرفداری از آزادی کند و از طریق ایجاد مناسبات اقتصادی با غرب به طرف سوسیالیزم برود.
هردمبیل. هر کی غیر از ما بخواد به طرف آزادی و عدالت بره نامرده.
تمدن: شهرنشینی، برج سازی، آسفالت. افتتاح کند. دروازه آن معروف است. انواع بزرگ و طلایی دارد. اختلاس. هر وقت نام آن را زیاد ببرند یعنی یک اشکالی در یک جایی موجود است. روزی صد دفعه ذکر آن برای دفع فشار اقتصادی مفید است.
جناح: جایی که آدمهای مختلف در آن اجتماع کنند. قرقاطی، درهم، هیات، نوع چپ و راست آن معروف است.
قانون: یک نوع ساز زهی، دردسر، مکافات یک نوع شعار، برای دفع قضا و بلا فایده دارد. یک جور نوشته میشود صد جور خوانده میشود و هزارجور فهمیده میشود.
استکبار: امپریالیسم، صهیونیسم، کمونیسم. هر کشوری در جهان جز سوریه، لیبی و بورکینافاسو.
فن سالاری: در فارسی دری به آن تکنوکراسی گفته میشود. بیدینی، مخالفت با خدا و پیغمبر. طرفداران آن کراوات و کیف استعمال میکنند.
گفت و گوی تمدنها: مذاکره دیپلماتیک سابق، یک نوع گفتمان. دو نفر متمدن روبهروی هم مینشینند و گفتمان میکنند. در حوالی غیاثآباد دامغان به آن جاسوسی هم گفتهاند. گفتگوی تمدنها برای درمان مشت محکم فایده دارد.
قبض و بسط: تنگ و گشاد، شل کن و سفت کن. یه سال اینوری یه سال اونوری.
ارتجاع: بازگشت به گذشته، عقب گرد، پس رفت. بازگشت شتر به خانه صاحبش، برگشت زن پس از طلاق به خانه پدری، به معنی مخالفت با هر کس و هر چیز استعمال شده.
انقلاب: شاه رضای سابق، 24 اسفند سابق. انواع مختلف: صنعتی، کبیر، اکتبر، سوسیالیستی، سفید، اسلامی. نام خیابانها و میدانهای مختلف. بالا و پایین رفتن. بالا رفتن پایینیها، پایین آمدن بالاییها.
کنش پذیر: سازشکار، منفعل، ایضا بیتربیت.
مشت محکم: یک نوع مشت. با آن به دهان دشمن به خصوص استکبار و دشمنان داخلی میکوبند.
آسیاب: یک جای دشمن، محل ریختن آب مزدوران داخلی. انواع آبی و بادی دارد. در روستاها استفاده شده. در هلند انواع بادی آن زیاد دیده شده است.
یاوه گویان: کسانی که حرفهایی را که ما دوست نداریم میزنند. مخالفان. معاندان. دشمنان.
روشنفکری دینی: از اینجا رانده و از آنجا مانده.
تحزب: حزب بازی. گروه بازی. مجمع بازی. جامعه بازی. سازمان بازی و انواع بازیهای دیگر. هر وقت همه چیز خراب شود به وجود میآید و هر وقت به وجود آید همه چیز خراب میشود. برای انشعاب کردن ضروری است. در کوزه میگذارند و آبش را میخورند. اگر نباشد خیلیها بیکار میشوند.
دموکراسی: نفس اماره، اسباب دردسر، کفر علانیه. حکومت غولها، فسق و فجور. چیز بسیار بدی است.
به اصطلاح: اینطور نیست. دروغ میگوید. ما فکر میکنیم درست نیست.
مشکوک: بقیه. دیگران. غیره. هر کس مثل ما نیست. هر کس عینک دودی استعمال کند. هر کس شبیه اجانب باشد. هر چیز که فهم آن دشوار باشد.
معلوم الحال: افتضاح. بدنام. بیتربیت. پدرنامرد. عوضی. به آدمهایی که نمیتوانند از از خودشان دفاع کنند یا زندانی هستند یا حق حرف زدن ندارند اطلاق میشود. معمولا آدمهای معلومالحال نظراتی دارند که مخالفان آنها قادر به رد کردن آنها نیستند.
باند: دسته، گروه، جمعیت، حزب، جامعه، انجمن، لجنه، لژ، پارچه تنظیف، محلی برای فرود هواپیما. افراد یک جناح سیاسی، اعضای آن هرگاه رئیس شوند همدیگر را به کار میگمارند. جهت افزایش قدرت مفید است. هر کس به سیاست داخل شده از آن بیبهره باشد ول معطل است.
هواپیما: طیاره، یک وسیله عظیم مسافرت هوایی، آئروپلان، همواره تاخیر کند. جهت گفت و گوی تمدنها استفاده میشود.جهت سقوط کردن در اطراف اصفهان و دزدیدن اختراع شده است.
کوچه علی چپ: نام یک کوچه، محل عبور بعضی اعضای جناح چپ، ایزگم کردن، خود را به آن را میزنند.
پاره آجر: وسیلهای جهت کشتمان و کوفتمان. یک شیئی سنگین از خاک رس پخته، جهت نابودی انواع دشمنان نزدیک و در دسترس به خصوص صهیونیزم اثر قطعی دارد. در اثر اصابت آن ورم، آماس، کبودی و یا خونریزی حاصل گشته و باعث تغییرات ایدئولوژیکی میگردد. با دست قابل پرتاب است.
نظارت استصوابی: نوعی نظارت. یک وسیله برای تبدیل یک چیز به هر چیز دیگر. تبدیل کننده. انواع پیروزی را به شکست تبدیل میکند.
برگرفته از کتاب: ستون پنجم – سید ابراهیم نبوی
سبوی
...