مینوی خرد


کنترل

درباره من :هر کس حق دارد از آزادی فکر و مذهب بهره مند شود،این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است .هر کس می تواند از این حقوق به طور خاص یا عام به طور اختصاصی یا به طور عمومی برخوردار باشد . ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر (آزادی عقیده و مذهب)
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل ایمیل مدیر وبلاگ
نویسنده



دسته بندی موضوعی
()

آرشیو



لینک دوستان


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  





لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

برخوردهای نامناسب حکومتی با سینما و موسیقی را می توان در چند بخش پس از انقلاب رؤ

1ـ سینما:

سینمای قبل از انقلاب ما دارای ریشه نوظهوری از سینماگران با استعداد بوده که هنوز که هنوز است اسم و نام آنها را به عنوان بهترین کارگردان یا بازیگر و... به یاد می آوریم. مثلاً در زمینه کارگردانی داریوش مهرجویی، عباس قادری، عباس کیارستمی و مسعود ...


کیمیایی و... و در زمینه بازیگری بهروز وثوق، محمدعلی فردین، و... در بخش طنز آن ارهام صدر و.... اما برخورد انقلاب با آنها به صورت دیدی انقلابی بود که باید همه این هنر پیشه ها حذف و هنزپیشه هایی از نسل انقلاب جای آنها را بگیرند. آخر مگر می شود یک چنین برخوردی را توجیه کرد. مگر بهروز وثوق یا فردین از سران رژیم سابق بودند یا کدام فیلم آنها ضدانقلابی و ضدمردمی بود مگر بازیگری بهروز وثوق در فیلم گوزن ها یا همسفر و ده ها فیلم دیگر و از همه مهمتر قیصر را کسی می تواند فراموش کند. یا بازیگری محمدعلی فردین در گنج قارون و سلطان قلب ها که این دو خود رقیبانی برای فیلم های گیشه هندی آن زمان که سینمای ما را قُرُق کرده بودند، نبودند مگر باعث شکوفایی سینمای ما نشدند پس چرا ما آنها را فراموش کردیم. مگر فردین یا وثوق درن قش هایشان فقر و ثروت و تفاوت طبقاتی آن زمان که خود یک نوع مقابله با رژیم گذشته بود را نشان نمی دادند. در حال حاضر نیز مگر همانطور که همه منتقدهای داخلی اعتقاد دارند بهروز بهترین بازیگر مرد تاریخ سینمای ایران نبوده مگر ما چند نفر مثل او را داریم که بتواند در چند نقش مختلف به این زیبایی بازی کند.

 

2ـ موسیقی مردان

ما پس از انقلاب خوانندگان خوبی را به چشم دیدیم اما یا آنها خوانندگان پاپ بودند که پس از یکی دو آلبوم موفق دیگر اسمی از آنها نیامد و یا در موسیقی سنتی بودند که آنها نیز آموزش دیده مکتب استادان و خوانندگان موسیقی سنتی قبل از انقلابی بودند مثل مرحوم بسطامی. پس ما با این دید می توانیم برداشتی داشته باشیم که در اینجا هیچ اسمی ازخ وانندگان قبل از انقلاب ما به میان نمی آید اگر هم بیاید بازگشت ما به قبل از انقلاب است. چرا ما پس از انقلاب اسم تمام خوانندگان گلها را حذف کردیم چرا ما با استادان موسیقی خود چنان برخوردی کردیم که دیگر آنها را در صدا و سیما ندیدیم. اسم هایی چون ایرج، گلپا، شجریان، فرهاد، بنان و... چه شدند چرا دیگر اسمی از آنها در صدا و سیما به میان نیامد، از آنها تقدیر نشد، چرا فقط بعضی از آنها توانستند یکی دو آلبوم پس از انقلاب بیرون بدهند یا اصلاً صدای آنها پخش نشد چرا از زندگی آنها فیلمی ساخته نشد و ما پس از 25 یا 26 سال متوجه شدیم چه اشتباهی کرده ایم و حال دیگر دیر شده بود چرا که آنها استاد موسیقی بودند با روحش لطیف هر موسیقی دان دیگر. چرا ما نسل 3 انقلاب از صدای آنها و موسیقی زنده آنها محروم شدیم چرا در کنسرت آنها کارشکنی شد. اکنون 2 یا 3 سال است که ما هر چه می کنیم نمی توانیم از دل آنها آن همه ظلمی را که کردیم را بیرون بیاوریم مگر، پس از این همه تقدیری که از علمای حوزه و دینی به عمل می آوریم؟! نمی توانستیم یکی از این مراسم را لغو یا به جایش مراسمی برای تقدیر از این موسیقی دانان یا مهندس و بازیگر ندارد که گاهی از آنها تقدیر می کنیم و دیگران را فراموش می کنیم. استاد بنان که مدت زیادی است به همراه فرهاد فوت کرده اند. ایرج و گلپا نیز اکثراً در خارج به سر می برند ولی مگر استاد بلامعارض موسیقی سنتی ما استاد شجریان هم در داخل کشور و هم در قید حیات نیستند، پس چرا ما، پا پیش نمی گذاریم و تأکید بر عقاید گذشته مان داریم. مگر ما آن گونه که صبح تا شب به جای پخش صدای مجید اخشابی و خوانندگان نوظهور بدون مدرک یا آموختن علم موسیقی نمی توانیم یکی از کنسرت های استاد شجریان را پخش کنیم.

موسیقی زنان:

واقعاً دگر نیم دانم در مورد نقش هنر در جمهوری اسلامی چه باید بگویم واقعاً چگونه می توانیم تحقیر اینگونه بانوان را توجیه کنیم به نام کدام دین می توان چنین کرد. مگر زنان آدم و جاندار نیستند آخر چطور می توانیم جلوی موسیقی زنان را اینگونه بگیریم مگر موسیقی خوانندگان زن ایران چه مشکلی با آرمان های جامعه دارد. صدای هایده، مهستی، الهه، مرضیه و گوگوش هزاران زن ایرانی را چطور می توان درنظر نگرفت آخر ما تا کی می خواهیم با زنان چنین برخوردی بکنیم. من کمی با خود فکر می کردم که واقعاً چنین برخوردهایی چه نقشی در پیدایش یا از بین رفتن هنر و هنرمندان ما داشته است دیدم که در این مدت 30 سال ما نتوانسته ایم خواننده ایرا در سطح اول موسیقی چه زن و چه مرد پرورش بدهیم آخر اگر خدایی نکرده خواننده های زنده ما نیز از میان بروند چه کسی می خواهد جای صدای دلنشین آنها را بگیرید. مگر می توان جایگزینی برای صدای داریوش و یا ابی و یا در موسیقی زنان جای صدای سلطان موسیقی بانوان یعنی گوگوش را بگیرد خدا آن روز نیاورد که ما به چنین رخدادی برسیم.

 

 

(ع.م)

...