مینوی خرد


کنترل

درباره من :هر کس حق دارد از آزادی فکر و مذهب بهره مند شود،این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است .هر کس می تواند از این حقوق به طور خاص یا عام به طور اختصاصی یا به طور عمومی برخوردار باشد . ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر (آزادی عقیده و مذهب)
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل ایمیل مدیر وبلاگ
نویسنده



دسته بندی موضوعی
()

آرشیو



لینک دوستان


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  





لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

گریه بر حسین ؟؟؟!(چرا گریه می کنیم؟)

چند روزیست که از محرم می گذرد

محرم الحرام،آغازین ماه سال قمری و به تعبیری دیگر ماه پیروزی خون بر شمشیر!!!

و چه پیروزی شگرفی که هر ساله بار سوگواری های پر تجمل و خرج های چند صد میلیون تومانی یاد آن را گرامی می داریم.

 این روز ها به هر سو بنگریم در و دیوار را سیاه پوش می بینیم و تعداد فزون از شماری را که لباس های سیاه بر تن و شال سبز بر گردن به تدارک این مهم می پردازند به این امید که با انجام هر چه پر خرجتر این مراسم از در معامله بهشت در آیند.

اما اساس سوگواری و گریه در این ماه چیست؟ چرا گریه می کنیم؟ و برای چه کسی گریه می کنیم ؟

اصولا حال انسانهای بد بخت و بیچاره گریه دارد ، گریه بر انسانهای خوشبخت به چه سبب؟

اگر ادعای زاهدان دین فروش صحت دارد گریه بر حسین چه معنایی دارد؟

گریه فرزندانی دارند که با فقر و مضایق متحمل بر زندگیشان و به رقم احتیاج به نان شب شان غیورانه در راه وطن پیکر مقدسشان را طعمه مین های عراقی کردند، شهید شدند، پای یا دستان مهربانشان را از دست دادند تا امروز کودکانشان در حسرت نوازش های پدرانه بسوزند و دم نزنند و امروز ناجوانمردانه به کنج انزوا رانده شده اند و محکوم به فراموش شدن، شده اند و صد البته که هزار گونه درد روحی و جسمی با خود به یادگار دارند اما از خوف آبرو گونه با سیلی سرخ می کنند.

آری اینان مستحق گرییه اند

گریه سربازان گمنامی دارند که در راه وطن تکه تکه شدند و ما حتی لیاقت دانستن اسمشان را هم نداریم

اما درنگی لازم است و تاملی...

زاهد دین فروش حسین را چگونه معرفی کرده ؟

حسین که بود؟

فرزند علی (ساقی کوثر) ، پسر فاطمه (دخت پیمبر) ، نواده رسول که مصراً از وی نقل شده که حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت اند.

با چنین اوصافی بر چنین شخصی که سرور جوانان اهل بهشت است چگونه می توان گریست ؟ که  وضعی صد چندان بهتر از ما اسیران در بند جهل دارد.

پس به من بگو تو بر که می گریی؟بر سرور جوانان اهل بهشت که هر آینه یقین دارم باید بر شور بختی خود بگریی.

اصلاً مجال بده تا از دیدی دیگر به ماجرا بنگریم...

به من بگو رستگاری و نهایت معراج یک انسان در اسلام چیست؟مگر نه این که بهشت برین با حوریان و چشمه های شیر و عسلش انتظار رستگاران و جهندگان از مفاسد و زشتی های زمینی را می کشد پس گریه بر رستگاران چه مفهومی می تواند داشته باشد که لازمه این پیروزی و رستگاری جشن و پایکوبی است.

اما برادران و خواهران هوشیار باشید که مغلطه ای عظیم در کار است ...

دین فروشان با به راه انداختن این دکان خود را نمایندگان وی و کلید داران بهشت معرفی می کنند و خواهان تقلید و تعبدی بی چون و چرا هستند و در این میان ملت فقیر ، بیچاره ،غمزده و افسرده ایران که زمانی شادترین مردم زمین بودند باید بهای آن بهشت کذایی و این بی خردی را بپردازند.

خواهر و برادر عزیزم ارزش هر فرد به اندیشه اوست پس بکوشیم تا درست و به دور از تعصب و جهل بیاندیشیم.

...