مینوی خرد


کنترل

درباره من :هر کس حق دارد از آزادی فکر و مذهب بهره مند شود،این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است .هر کس می تواند از این حقوق به طور خاص یا عام به طور اختصاصی یا به طور عمومی برخوردار باشد . ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر (آزادی عقیده و مذهب)
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل ایمیل مدیر وبلاگ
نویسنده



دسته بندی موضوعی
()

آرشیو



لینک دوستان


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  





لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

چگونگی فرهنگ در ایران امروز

چگونگی فرهنگ و کارفرهنگی در ایران امروز:

 

                                                                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سخن از دیروز و امروز و فرداهاست....

سخن از افتخارات خاک خورده ی دیروز ،رفتن ها و نرسیدن ها در حاشیه های امروزنام و ترس ازرسیدن فردایی اسف ناک تراست.

اینکه چه برسر فرهنگ ایران و ایرانی آمده و وضعیت اسف ناک فرهنگی ،سخن امروز من است درشالوده ی نوشته ای به زبان حال!

 

چندی پیش دوستم کیوان از ادبیات شفاهی وفرهنگ ایرانی سخن به میان آورد و گله مندبود چراآنگونه که از نابودی بناهای تاریخی و به اصطلاح دانش تاریخ شناسی "محسوسات" شکوه می کنیم ،برای نابودی و فراموش شدن ادبیات شفاهی ایران یا اندیشه های نیاکانمان سوگوار نیستیم و خودمن تاچه اندازه ای در راستای پاسداشتش می کوشم...

 

سخنش اندیشیدن ژرفی را سزاواراست،واز سویی دیگرباید گفت تاکنون باشکوه هابرای محسوسات تاریخی مان چه کرده ایم که برای منقولات و ادبیات شفاهی ایرانمان باشد؟!

 

واژه ی فرهنگ درگاه نخست،آداب و آئین های اصیل وپرمایه ی یک ملت رادر ذهن تداعی می کند.  ساده ترین،هم چنین گویاترین تعریف برای فرهنگ، کوتاه می شود در آداب ورسوم یک ملت .

 

 

 

 

 


ملت به مردمی معنا می شود که دارای سرزمین و تاریخی مشترکند.این مردم در تعلق"وابستگی قلبی" و تعهد"پایبندی" به این سرزمین و تاریخ مشترک ،تااندازه ی زیادی متفاوتند اما انچه مردم یک ملت را به همدیگر پیوند می دهد 1:وجود این سرزمین و تاریخ مشترک  2:مهری است که در ضمیر ناخودآگاه تا خودآگاه همه ی آن ها نسبت به این سرزمین ،فرهنگ و تاریخ است.

 

ایران ،سرزمین ماتاپیش از حمله ی تازیان و ورود اسلام یکی از بافرهنگ ترین و متمدن ترین کشورهای دنیا به شمارمی آمدواوج این وضعیت در امپراتوری هخامنشیان ،پس از آن ساسانیان دیده می شود.

پس از اسلام فعالیت شعوبیه و انقلاب فرهنگی یعقوب لیث صفار ،گامی بود دربرابر حمله ی فرهنگی تازیان برفرهنگ و زبان ایرانی.

 

باگذشت زمان پایه های اندیشه های اصیل ایرانی،هنجارهای اخلاقی ،جشن ها و آداب این سرزمین روبه فراموشی سپرد و سوگواری های دراز مدت و غمگین بودن ،راه رسیدن به خوشبختی در جهان مینوی به شمار آمد!

اوج این وضعیت و پررنگی اینگونه اندیشه ها در حکومت صفویه دیده می شود تا جایی که شعر و ادب فارسی را نیز تحت تاثیر خویش قرار داد.

 

در زمان حکومت پهلوی اول تلاش هایی در راستای  زنده ساختن اندیشه ها و آئین های ایرانی دیده شد و حتی اگر راه درستی گزینش و به کار گرفته نشد، اما دست کم ،هدف ، چیزی جز میهن دوستی نبود.در طی 30سال و پس از انقلاب اسلامی با این گونه اندیشه ها و آئین های اصیل ایرانی مبارزه ی شدیدی شده است و وضعیت ، روزبه روز اسف ناک تر می شود .

نفس گرامیداشت آئین های ایرانی ،مبارزه با اسلام و در گام بعدی ،مخالفت با انقلاب و ریشه های مقدس آن به شمار می رود!

 

آمده ایم رسیده ایم به امروز که بر جشن ها ی ایرانی غبار کوردلانه ی زمان نشسته .دسته ای تلاش می کنند آئین های ایرانی را زنده سازند که سرانجامشان خود، داستانی است!

نوروز ،چهارشنبه سوری ،سیزده بدر و یلدا تنها آئین هایی است که هنوزپابرجاست و شوندی(:دلیلی) جزدرونی شدن برای این ماندگاری نمی توان یافت.

 

مهرگان و سده نیز از بین آئین ها و جشن های ایرانی از بزرگ ترین آن ها هستند که امروز نسبت به گذشته بیشتر بدان توجه می شود اما هنوز تا  زنده شدنی دوباره فاصله ی زیادی وجود دارد.

 

جشن ها وآئین ها تنها  بخشی از فرهنگ یک ملت است .بخش دیگر فرهنگ را اندیشه ها و ارزش های اخلاقی تشکیل می دهد که بر اساس آن ها رفتار و برخورد   مردم یک ملت شکل می گیرد .این بخش از فرهنگ ایرانی نیز وضعیتی اسف ناک تر را دچار است...

راستی، مهرورزی، پیمان داری ، درستکاری  و پاکی از ورجاوندترین ارکان اندیشه های اخلاقی ایرانیان بوده است.

سخنی دیگر نمی ماند!تنها دمی به این بیندیشید که دیروز و امروزمان چقدر متفاوت شده است! ایرانی امروز در نخستین گام تنها به خویش و منفعت های خود می اندیشد.اندیشه های پاک ایرانی زیر پوشش منفعت پرستی گم شده است با اینکه همه ی آن اندیشه های خاک خورده در ضمیر ناخودآگاه فرد فرد این مردم موجود است.

 

کمی به آنچه بودیم و آنچه اکنون "باید" باشیم بیندیشیم...

 

فروغ ف

آدینه

2اسفندماه 1387 خیامی

 

 

...